جیمز فرانسیس کامرون
| سینما و تلویزیون - فیلم سازان بزرگ |

جیمز فرانسیس کامرون (زاده ۱۶ اوت ۱۹۵۴) کارگردان آمریکایی اهل کانادا است که بیشتر، فیلمهای مهیج و تخیلی میسازد. البته باید گفت او در هنر کارگردانی تک بعدی عمل نکرد و تایتانیک فیلمی عاشقانه بودکه به کارگردانی او در سال ۱۹۹۷ با کمپانیهای آمریکایی پارامونت پیکچرز و فاکس قرن بیستم ساخته شد و پر هزینه ترین فیلم دوران نام گرفت . عزیزان در مورده اینکه جیمز چه فیلم هایی ساخته یا بعد از اکران چه مطالبی در مورده فیلم هایش گفته، مطلب زیاد نوشته شده است.من در این نوشته سعی بر آن دارم تا ویژگی های فیلم های او را به موازات ابعاد شخصیتی اش برای شما در کنار هم به رشته تحریر در آورم تا با دانستن این مسائل به آثار او نگاه عمیق تری داشته باشید . لازم می دانم در ابتدا تعریفی از ژانر مورد علاقه جیمز داشته باشم :ژانر علمی-تخیلی اثری است که در صورت حذف علم از آن ساختار آن از هم بپاشد. تعریفهای مختلفی از این ژانر وجود داد، از جمله تعریف جالبی که میگوید: «اثری علمی-تخیلی است که ناشرش بگوید علمی-تخیلی است!» اما شاید پرطرفدارترین آنها تعریف اخیر باشد، حتی اگر دانش امروز پاسخی برای پرسشهای چرایی و چگونگی مطرح شده را نداشته باشد. شاید این ویزگی را در آثاری همچون ترمیناتور و آواتار به عینه مشاهده کرده باشید که فیلم ساز ذهن مخاطب را با آنچه در حال، توان انجامش راندارد و حتی تصورش هم برایش مشکل است درگیر میکند و در کنار در گیری ذهنی ،زمان را برای آموختن لزومات زندگی مناسب می بیند . بنابر این دو عنصر تحلیل که میوه آن علم است و خیال را در هم می آمیزد.
ابهامی که وجود دارد مربوط به زمانی است که عنصر خیال چنان با توجیههای علمی در هم میآمیزد که جدا کردن آن ممکن نیست و ماهیت علمی بودن اثر زیر سوال برود.ولی این موضوع بیشتر به توانایی بیننده در قوه ی تجزیه و تحلیل و انتاج از وقایع بستگی دارد . بنابر این به نظر من بیننده حرفه ای اینچنین فیلمی را تاریخ آینده می داند واین هدف مطلوب جیمز کامرون از خلق آثارش است زیرا این نوع فیلم ها همواره مقدمه ای بر پیشرفت بشر بوده اند. بر خلاف آنچه برخی از سطحی نگران در مورد شخصیت نا امنی طلب او در فیلم سازی متصور می شوندو در واقع این افراد غافلند که کارگردان آنان را به اندیشه دعوت می کند تا فکر خود را در زمان رها کنند و به آینده بروند و آنچه را در اثر پیشرفت علمی امکانپذیر شدهاست را ببیند. گاه این پیشرفت باعث خشنودی می شود وگاه مثل ترمیناتور خالق ترس در بیننده است .این پیشرفت ها گاه در زانر حادثه ای هم نمایان می شوند مانند فیلم پالس که در آن ترسی مشابه نابودگر در بیننده ایجاد میشود و این هراس باعث جذابیت فیلم بخصوص آثار کامرون می شود.
![]()
در مورده آواتار باید بگویم: این فیلم نه تنها پرفروش ترین فیلم سال 2009 بوده، بلکه پرفروش ترین فیلم تمام تاریخ سینماست. این فیلم علمی تخیلی باعث شد که کامرون برای بار دوم (بعد از تایتانیک) برای بدست آوردن جایزه ی گلدن گلوب بهترین کارگردانی به روی سن برنده برود. او همچنین برای اسکار بهترین کارگردانی نیز کاندید شد هر چند که به همسر سابقش کاترین بیگلو و فیلم موفق او (مهلکه) باخت.
در واقع او این موفقیت ها را حاصل علاقه اش به سینما به خاطره سینما می داند وخودش گفتهاست: «به کتابخانه USC (دانشگاه جنوب کالیفرنیا) رفتم و هر چه مربوط به تکنولوژی فیلم بود پیدا کردم و خواندم. از صفحات کپی میگرفتم و از صفحات دیگر یادداشت برمی داشتم. در تکنولوژی سینما مجانی فارغ التحصیل شدم. در دانشکده ثبت نام نکرده بودم، بلکه تمام اوقات در کتابخانه بودم. معمولاً کوهی از کاغذ و پوشه در کنارم بود تا بیاموزم که جلوههای ویژه چگونه انجام میشوند.»

در آواتار خیال و تصورات انسان را با زندگی واقعی در هم می آمیزد و این به جایی می رسد که بین این دو، بیننده خیال را می پذیرد و در غرق تصورات شخصیت اول فیلم میشود. بنابر این به انسان می آموزد گاه آنچه در زندگی واقعی به آن می پردازیم آنقدر به عادت تبدیل شده که بد بودن آن برایمان مفهوم نیست و اگر به خود بیاییم شاید از خود در مقابل آن دفاع کنیم .(من خواب مصنوعی در آواتار را به خود آمدن می دانم البته این تصور من است و شما هم ممکنه موارد جالبتری به ذهنتان برسد ) بنابراین این مطالب به همراه تحلیل قبلی من در مورد نابودگر نشان می دهد ذهن خلاق امپراتور ژانر علمی _تخیلی در جهت آشنا کردن بیننده با پدیده هایی است که در اطرافش هر روز اتفاق می افتند و پیشرفت می کنند و در ظاهر یاری رساننده اند ولی در پشت نقاب آن ها حوادث زیادی کمین کرده است.
منبع : Hassan عضو انجمن Loveech.com

